
۱۶۶۲ | لبخندهای یهویی :)بعضی خوشحالیها هیچ برنامهی از پیش فکرشدهای ندارن.یهو یه پیام میاد: «بیام دنبالت؟»و بعد میبینی تمام خستگی روانی این چند روز، توی چند کلمه آب میشه.زندگی گاهی همینقدر یهویی غافلگیرت میکنه؛ با مسیری کوتاه اما مشترک، چند دقیقه کنار هم بودن و دختری که تا آخر راه، یواشکی لبخند میزنه :)...
ادامه مطلب
۱۶۵۵ | لبخند بزن :)۱۶۵۵ | لبخند بزن :)نمیدونم امشب شیفت باشم یا آف بشم، اما بعدش دیگه تعطیلم تا شنبه و واقعاً دلم نمیخواد تا شنبه دیگه ذهنم درگیر این موضوع تغییر بخش باشه چون به شدت ازم انرژی میگیره و افسردم میکنه و دلم نمیخواد پیشاپیش بابت اتفاقی که شاید رخ نده افسرده بشم.فعلاً شرایط از کنترل من خارجه و باید همه چیز رو بسپارم به خدا تا ببینیم چه اتفاقاتی رو برام رقم میزنه.علیالحساب تا شنبه که برم سرکار، غصه و گریه و افسردگی تعطیل (البته امیدوارم موفقیت آمیز باشه)امیدوارم این چند روز قندجان حضو...
ادامه مطلب