چون درمورد اون ماجرای تغییر بخش تا این لحظه کسی حرفی بهم نزده، منم هنوز هیچی به مسئولمون نگفتم، گفتم پیشاپیش واکنشی نشون ندم که داستان نشه. سر همین به همکارم که اون درجریان موضوع بوده پیام دادم که مسئول امروز چیزی درمورد اون قضیه نگفت بهتون؟ الان پیام داده که مسئول میگه از ترس حتی نمیرم که بپرسم!
یعنی هروقت مسئولمون خودش رو میزنه به اون راه که نشون بده من خبر ندارم و منم پیگیرم که حل بشه و این چیزا، مثل روز روشنه که آش پخته شده و بزرگوار یه کاسه هم خورده فقط منتظره دقیقه نود داستان رو علنی کنه که نشه کاریش کرد!
واقعاً در شرایطیم که نمیدونم واکنش درست و منطقی چیه! اگر به خودم باشه همین الان میرم دعوا اما خب حتی برای اینکه بگم اینجا عدم نیازم رو بزنید که برم جای دیگه دنبال کار باشم هم، دعوا اصلاً گزینهی مناسبی نیست!
به معنای واقعی کلمه تمام روانم متشنجه و درحال انفجارم... :(
برچسب:
نویسنده: snowflakenotes